شهاب الدين احمد سمعانى

207

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

شعر فما ملّ ساقيها و ما ملّ شارب * عقار لحاظ كأسه يسكر اللّبا فصحوك من لفظى هو السّكر كلّه * و سكرك من لحظى يبيح لك الشّربا 26 جماعتى كه ديده‌هاشان به كحل توفيق مكحّل نيست ، منكر شدند معراج مهتر را - صلوات‌الله‌عليه - و گفتند : آن خوابى بود و بس ؛ و استحالت نمودند از روى عقل ، كه كسى به ساعتى يا به دو ساعت به هفت آسمان بگردد و بازآيد ؟ امّا اهل سنّت كه ريحان عشق به مشام صدقشان داشته‌اند ، متّفق‌اند بر آنكه معراج مصطفى حق است و به بيدارى بود نه به خواب ؛ زيرا كه اگر به خواب بودى ، مصطفى را - عليه السّلام - در اين هيچ فضلى نبودى ، چه روا بود كه جهودى يا ترسايى بهشت به خواب ببيند و دوزخ به خواب ببيند . پس چيزى كه كافرى را روا بود ، مصطفى را بدانچه فضل بود ؟ سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا . اسرى گفت ، تا هيچ‌كس تعجب نكند . بعبده گفت ، تا محمّد عجب نيارد . اسرى بردن بود و اگر مجرّد خواب بودى ، بردن محال بودى ، چه هر كه خوابى بيند كالبد وى را بردن نبود ، و نيز « بعبده » گفت و مراد از اين عبد شخص عبد است ، چنان كه جاى ديگر گفت : إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ . وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ . وَ عِبادُ الرَّحْمنِ . و نظاير اين بسيار است . و در جمله مىدان 27 كه انكار كردن معراج تا بيت المقدس كفر است ؛ زيرا كه نصّ قرآن بر آن ناطق است و انكار نص كفر باشد ؛ امّا اگر منكر گردد به بردن به آسمان ، كافر نگردد ؛ زيرا كه به اخبار آحاد آمده است ، و اخبار آحاد موجب علم نيست ، امّا مبتدع بود . و بدان كه بناى معراج نه بر تصرّف عقل است « كاين زر ز سراى عقل بيرون زده‌اند » ، بناى او بر قدرت الهى و حكمت پادشاهى است يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ . در حقّ موسى گفت عليه السّلام : وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا . باز مصطفى را گفت : سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ . پاكا آن خداوندى كه بندهء خود را ببرد ، و اضافت نام موسى به آب و درخت گردد ، و اضافت نام مصطفى به خود كرد بعبده . اى درويش اگر بنده را هيچ خلعت بهتر از بندگى بودى ، مصطفى را شب معراج آن خلعت بدادى . عيسى - عليه السّلام - در مهد گفت : إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ . باز حق - جلّ جلاله - در حقّ مصطفى گفت بىواسطه : بعبده . چون قرب موسى ياد كرد موسى را بستود ، و چون قرب مصطفى ياد كرد خود را بستود ، گفت : سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى . و اين دليل بقاى موسى بود در صفات موسى ، و دليل فناى مصطفى از صفات خود در صفات